معرفي لارستان

لارستان سرزميني زيبا با تاريخي احساس برانگيز است كه «ايراهستان» نام داشت و مركز دانش و فرهنگ اسلامي بوده و هست.
    نخستين تاريخي كه از لارستان ذكري به ميان آورده است تاريخ طبري است كه حكايت مي كند كه چگونه اردشير ساساني بر سرزمين پرنعمت الار تسلط مي يابد كه با گذشت زمان و حذف حرف «ا» از كلمه الار به لار تبديل مي شود.
    حمدالله مستوفي مردم لار را بيشتر تاجر معرفي كرده بود كه به سفرهاي بحر و بر مي رفتند. در قرون ۱۶ و ۱۷ ميلادي سكه نقره اي ضرب شدكه در سواحل خليج فارس و هندوستان رواج داشته و به لارين مشهور بوده است و در لار ضرب مي شده كه ۴‎/۹ گرم وزن آن بوده است كه پس از تصرف لارستان به دست شاه عباس اين سكه ها از رونق مي افتد ولي در هندوستان سال ها رواج داشته است.
    كهن ترين بناي تاريخي لارستان مربوط به دوره اشكانيان است. آتشكده «آذر فرنبغ» در روستاي كاريان بخش جويم است كه يكي از ۳ آتشكده بزرگ ايراني در دوره قبل از اسلام است.
    آتشكده آذرفرنبغ كاريان اكنون به صورت تلي از خاك درآمده و به نام «تمب تشي» معروف است ولي آتشكده «محلچه» در بخش اوز پا برجاست و در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
    زبان مردم لارستان از واژه هاي زبان دري و پهلوي تشكيل شده و دين مردم، از مذاهب تشيع و تسنن تشكيل شده است. ولي وحدت و همدلي بين آنان هميشه وجود داشته و دارد و سابقه وحدت شيعه و سني در اين منطقه قدمتي تاريخي دارد.
    لارستان داراي بخش هاي اوز، بنارويه بيرم، جويم، عمادده، گرايش و مركزي است كه هر كدام از اين بخش ها با داشتن مردمي شيرين گفتار و شيرين رفتار، محل كار، تلاش و بردباري است.
    اين مردم صبور تاكنون نگهدارنده آثار و اماكن تاريخي هستند كه مي توان آنها را موزه هاي زنده ناميد. لارستان بويژه بخش اوز در جنوب فارس در همسايگي آفتاب سرزميني هستند كه ديار آفرينندگي، نوآوري و محل فرهنگ والاي انساني بوده است. لارستان كه امروز به چندين شهرستان تقسيم شده است سرزمين صميميت هاست و گرما بخش دل هاي سرد.
    بخش هاي هفتگانه لارستان داراي مردماني هستند كه سرسختانه با طبيعت ناهنجار و سرسخت جنگيده، كوه ها را شكافته تا به چشمه اي يا بركه اي برسد يا بركه اي ساخته تا نزولات رحمت الهي را ارج نهاده و ذخيره و استفاده كنند و حتي براي زندگي از نوشيدن آب شور و تلخ نيز ابايي نداشته اند و شاعرش مي گويد:
    هر كجا بركه اي نشسته به خاك
    بي شك آنجاست مرز لارستان
    گر بهارش بگسترد دامن
    مي شود قالي بهارستان
    متاسفانه امسال تاكنون باران مطلوب نباريده و شاهد قالي بهارستان و سبزي گستره طبيعت نيستيم.لارستان را بايد ديد و با مردمش نشست و با گفتار شيرين آنها همنوا شد.
    اين منطقه به دليل مجاورت با استان هرمزگان براي گردشگران جذابيت خاصي دارد؛ معماري هاي بكر، اماكن تاريخي و فرهنگي بويژه صنايع دستي بخش فرهنگي و آباد «اوز» و حلواي مسقطي همه و همه بر جذابيت منطقه افزوده است.
    آب و هواي گرم و خشك آن با فعاليت آدميان سختكوش در ايجاد نخلستان هاي سبز از يك سو و آب انبارهاي متنوع استوانه اي و مستطيلي از سوي ديگر بطوري كه فقط در بخش اوز افزون بر ۷۰۰ آب انبار از سوي مردم نيكوكار ساخته شده است، بر جذابيت اين منطقه جنوبي افزوده است.
    از آثار تاريخي لارستان مي توان به آثار زير اشاره كرد: قلعه زيردژ، مسجد جامع هود، حمام قلات، مسجد و آبشار بيدشهر، بافت قديم و كهنه، بقعه شيخ محمد مراد، طاق دامن كهنه، مقابر و تالاب بزرگ هيرم (درياچه هيرم)، مسجد جامع، آب انبار سفلي، بركه ملامحمد، كاروانسراي سيفا و ميدان ميران، خانه سوداگر، خانه حسين نيا، ميدان خون، قلعه پرويزه، بقعه و كاروانسراي پيركهار، قلعه قلاتو، چهارطاقي محلچه كه همگي در بخش اوز واقع است. بازار قيصريه، مربوط به قرن۶ ميلادي، قلعه قدمگاه، قلعه اژدها پيكر، باغ نشاط، پير غيب، پير سرخ، پير پنهان، كاروانسراي لار، كاروانسراي گلشن، ميدان بزرگ كه همه در شهر لار واقع شده اند. آتشكده آذرفرنبغ كاريان، قلعه ديده بان، قلعه ميمون و كاروانسرا در بخش جويم و بنارويه، قلعه گراش و آب انبار كل درگراش، امامزاده شاه زندوي در بخش بيرم از نقاط ديدني و حلواي معروف مسقطي، صنايع دستي، انواع شيريني محلي و نان هاي محلي نيز بهترين سوغاتي اين شهرستان محسوب مي شود.
    كتابخانه بانو با ۲ هزار جلد كتاب تخصصي يكي از مكان هاي فرهنگي در شهر اوز است. در اين كتابخانه كه بوسيله بانوان اداره مي شود كتاب هايي وجود دارد كه يا نويسنده آن زن است و يا موضوع كتاب درباره زن است.
    بهترين جاذبه طبيعي آن آسمان صاف و شفاف آن است كه ستارگان درخشان آن را آرايش كرده اند.
منبع: http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1585821

نگاهي به تاريخ

شاهنشاه ايران!

بي شك ميزان اطلاع رهبران هر كشور از اوضاع جهاني با سرفرازي و سربلندي آن كشور در عرصه بين المللي رابطه مستقيمي دارد. به گواه تاريخ دوران قاجار از سياه ترين دوران تاريخ معاصر كشور پهناور ايران است.

فتحعلي شاه از شاهان ساسله قاجار به سفير ممالک محروسه در استامبول نامه­اي نوشته است که اصل نامه در موزه سلطنتي نگهداري مي­شود. اين نامه به زماني مربوط مي شود كه بيگانگان مهمترين اسرار ايران را مي دانستند اما شاه ملك ايران به  سفير خود مي نويسد:

اول: بر ذمت تو لازم است که به درستي تحقيق کني که وسعت ملک فرنگستان چه ­قدر است و آيا کسي به نام پادشاه فرنگ وجود دارد يا نه. در صورت وجود داشتن پايتختش کجاست.

دوم: فرنگستان عبارت از چند ايل است. آيا شهرنشينند يا چادرنشين و آيا خوانين و سرکردگان ايشان کيانند.

سوم: در باب فرانسه غوررسي خوبي بکن و ببين فرانسه هم يکي از ايلات فرنگ است و يا گروهي ديگر است و ملکي ديگر دارد. بناپارت نام کافري که خود را پادشاه فرانسه مي داند کيست و چه کاره است.

چهارم: در باب انگلستان تحقيق جداگانه و عليحده کن و بببين ايشان که در سايه­ي ماهوت و پهلوي قلم تراش اين همه شهرت پيدا کرده­اند از چه قماش به شمار مي­روند و از چه قبيل قومند و آيا اين که مي­گويند در جزيره­اي ساکنند و ييلاق و قشلاق ندارند و قوت غالبشان ماهي است، راست است يا نه. اگر راست باشد چطور مي­شود در يک جزيره بنشينند و هندوستان را فتح کنند. پس از آن در حل اين مسئله­ي ديگر که در ايران اين همه به ذهن ما افتاده صرف مساعي و اقدام بنما و نيک بفهم که در ميان انگلستان و لندن چه نسبت است آيا لندن جزوي از انگلستان است يا انگلستان جزوي از لندن است.

پنجم: به علم­اليقين تحقيق کن که کمپاني هند شرقي که اين همه مورد بحث و گفت ­وگو است با انگلستان چه رابطه اي دارد...

ششم: از روي قطع و يقين غوررسي در حالت ينگي دنيا کن. در اين باب سرمويي فرونگذار.

هفتم: و بلکه آخر تاريخ فرنگستان را بنويس و در مقام تفحص و تجسس بر اين که اسلم شقوق و احسن طُرُق براي هدايت فرنگستان گمراه به شاه­راه اسلام و بازداشتن ايشان از اکل ميته و لحم خنزير کدام است!

روزي كه امير كشور  گريست!

در سال ۱۲۶۴ قمري نخستين برنامه دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه كودكان و نوجوانان ايراني را آبله كوبي مي كردند، اما چند روز پس از آغاز آبله كوبي به اميركبير خبر دادند كه مردم نمي خواهند واكسن بزنند. چون چند تن از فالگيرها و   دعانويس ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مي شود!

هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته اند، امير         بي درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي كوبند. شماري كه پول كافي داشتند پنج تومان را پرداختند و از آبله كوبي سرباز زدند. شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي شدند يا از شهر بيرون مي رفتند.

روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همه شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن تنها ۳۳۰ نفر آبله كوبيده اند. در همان روز پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود به نزد او آوردند. امير به جسد كودک نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه هايتان آبله كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم، جن زده مي شود. امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني. حال گذشته از اين كه فرزندت را از دست داده اي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمي گردد. اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد.

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودک شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مرده اند. ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب! من تصور مي كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير مرده است كه او اين چنين هاي هاي مي گريد. سپس به امير نزديک شد و گفت: گريستن آن هم به اين گونه براي دو بچه شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک هايش را پاک كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده اند. امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. تمام    ايراني ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي گريم كه چرا اين مردم بايد اينقدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند!

مروری بر مطبوعات لارستان

عصراوز

در صفحه اول عصر اوز ، چهارمین جشن فارغ‌التحصیلی در دانشگاه پیام‌نور مرکز اوز را می‌خوانید. دیگر تیترهای مهم عصر اوز «دعوت پیمان فخرایی به اردوی انتخابی مسابقات جهانی ژاپن»؛ «برگزاری مجمع عمومی تعاونی مسکن کارگران اوز» و «دیدار فرماندار و نماینده مجلس با مقامات کشوری و استانی است.

خبر اصلی این شماره دیدار بازرگانان اوزی با رییس اتاق بازرگانی ایران است. خبر دو دیدار نماینده لارستان با مفتی اهل سنت و دیدار با روحانیون نیز نوشته شده است. البته عصر اوز چون شماره گذشته پوشش خبری مناسبی دارد و 5 صفحه را کاملاً به خبر اختصاص داده است. در آگهی صفحه شش عصر اوز متوجه می‌شویم که انجمن خیرین اوز در آستانه تشکیل قرار دارد.

در صفحه ادبی عصر اوز 93 می‌توانید شعرهایی از فرشته قادرپور، سیلوانا سلمان‌پور، راشد انصاری، منا محب و میثم انصاری را بخوانید.

میلاد لارستان

خبر اصلی شماره 524 میلاد لارستان به «آغاز عملیات اجرایی طرح روکش آسفالت محور ترانزیتی لار-بندرعباس» اختصاص دارد. در این طرح 145 جاده لار به کهورستان آسفالت می‌شود. در این شماره نشریه دریچه «نشریه اطلاع‌رسانی خبرگزاری آنا دانشگاه آزاد اسلامی لارستان» به ضمیمه میلاد منتشر شده است. در این نشریه می‌خوانیم که ؛ «اهالی جویم خواستار تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی شدند.»

سرمقاله مویدی مدیر مسئول آفتاب لارستان عنوان تیتر اول شماره 525 میلاد لارستان را به خود اختصاص داده است. محبی نماینده پیشین لارستان نیز در مراسم تقدیر خود گفته است: «قبل از نمایندگی فکر می‌کنی خیلی می‌توانی کار کنی اما وقتی وارد گود می‌شوی می‌بینی واقعاً این گونه نیست.»

باشگاه فوتبال شهرداری لار نیز امتیاز حضور در لیگ دسته‌اول فوتبال استان فارس را کسب کرده است. در خبری دیگر آمار معتکفین فارس، 4000 نفر بوده است.

در هفته سوم مرداد میلاد لارستان دیدار استاندار فارس با آیت‌الله آیت‌اللهی را با تیتر «سفر مقام معظم رهبری به فارس منشا برکات بسیاری بود» پوشش داده است. مدیر مسئول نشریه نیز با عنوان «دست سارقین را قطع کنید.» خواهان برخورد سریع و قاطع‌تر با سارقین شده است. بخش عمده این شماره به آگهی‌های ثبت املاک اختصاص یافته است.

 پسین دهکویه

مدیرمسئول پسین دهکویه در سرمقاله به لارستان بزرگ پرداخته است. او می‌نویسید:« پس بهترين راه توسعه منطقه اين است كه با همدلي و همياري و اتحاد در فكر تحقق لارستان بزرگ باشيم و اگر اين امر صورت گيرد خود به خود و به صورت طبيعي بخش هاي تابعه لارستان نيز توسعه و ارتقا خواهند يافت.» خبر دیدار رییس شورای دهکویه با مسئولین استان و اعضای شورا با شهردار لار، مهمترین خبرهای داخلی پسین دهکویه است.

در بخش شعری از دکتر نوروزی منتشر شده است. نوشته دلاوران لارستان از دکتر وثوقی نیز دیگر بخش خواندنی پسین دهکویه است.

همزمان با شماره 41 پسین دهکویه، دومین ویژه‌نامه شهرپیر نیز منتشر شده است. شهر پیر هرچند از توابع زرین‌دشت است اما نزدیکی زیادی با مردم لارستان دارد. محمود رنجبران در صفحه سه شهرپیر را معرفی کرده است. حقیقت در صفحه‌های بعد به جغرافیای این شهر نیز پرداخته است. بد نیست لطیفه‌های صفحه یازده را هم بخوانید.

لطیفی

لطیفی که به تازگی به جمع شهرهای لارستان پیوسته است دو نشریه دارد. افاق نشریه اهل سنت است که شماره شانزده آن در مردادماه منتشر شده است. آوای چرخاب هم دیگر نشریه قدیمی لطیفی یا همان چرخاب است. آوای چرخاب ابتدا قرار بود منتشر نشود اما در آخرین مطلب وبلاگ آن خبر داده بود که این نشریه به حیات خود ادامه خواهد داد.

صحبت نو لار

دوستان ما در لار نیز صحبت‌نو ویژه لارستان را آغاز کرده‌اند شماره نخست دوره جدید صحبت نو در هشت صفحه منتشر شده است. مصاحبه با نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی مهمترین مطلب این شماره است در این گفتگو حسنی از فعالیت‌های انجام شده و چگونگی انتخاب خود سخن گفته است. پرونده صحبت نو به موضوع رسانه پرداخته است و بیشتر چهره‌های مطبوعاتی و فرهنگی ساکن لار برای این پرونده یادداشتی نوشته‌اند. صحبت‌نو آغاز خوب و زیبایی دارد. منتظر شماره‌های بعد آن خواهیم ماند.

منبع: روزنامه صحبت نو    http://www.sohbatenow.blogfa.com/post-740.aspx

حضور استاندار محترم فارس در شهر لطیفی

صبح امروز و همزمان با حضور استاندار فارس در شهر لطيفي

 سيد مجتبي علامه به عنوان اولين شهردار چرخاب معرفي شد

 همزمان با هفته دولت و با حضور مقامات محترم استاني و شهرستاني از جمله جناب آقاي رضازاده استاندار محترم استان فارس، جناب آقاي محتاجي فرماندار محترم شهرستان لارستان، جناب آقاي حسني و جناب آقاي محبي نمايندگان محترم سابق و كنوني لارستان در مجلس شوراي اسلامي، شهروندان شهر لطيفي و همچنين ميهماناني از سراسر لارستان بزرگ شهرداري لطيفي به صورت رسمي آغاز به كار كرد. طي مراسمي كه صبح امروز در محل حسينيه اعظم شهر لطيفي برگزار شد، استاندار فارس به ايراد سخنراني پرداخت. سپس برنامه هاي از پيش تعيين شده به اجرا درآمدند و سيد مجتبي علامه رسماً به عنوان شهردار لطيفي معرفي شد.

 انتصاب جناب آقاي علامه را به عنوان اولين شهردار شهر به ايشان تبريك گفته و از خداوند متعال براي ايشان آرزوي توفيق روزافزون داريم.

روز سیاه در بنارویه

خواستگاري خونين ؛ قتل سه نفر

جواني 22 ساله اي در شهر بنارويه لارستان در اقـدامي هولناک ، خاله ، پسرخاله و شوهر خاله خود را کشت.
روابط عمومي فرمانداري لارستان اعـلام کرد ضارب ديروز به منزل خاله خود رفت و با اسلحه کـلاشينکف به خـاله ، پسـر خـاله و شوهرخاله خود تيراندازي کرد که دو نفر اول در دم کشته شدند و نفر سوم پس ازچند ساعت جان خود را دربيمارستان امام رضاي (ع) لار از دست داد.
وي 5 نفر ازاعضاي اين خانواده را که 3 کودک زير10 سال بين آنها بودند به عنوان گروگان در آشپزخانه منزل حبس کرد که مـامـوران انتظامي بـا سوراخ کردن ديوار آشپزخانه از پشت منزل ، آنها را نجات دادند.
براساس اعلام روابط عمومي فـرمانداري لارستان ، ضـارب پس از اطلاع از فرار گروگان ها از منزل خارج شد و به سمت ماموران انتظامي شليک کرد که با تيراندازي متقابل ماموران ضارب مجروح و دستگير شد.
گفته مي شود چند سـال پيش ضارب هنگامي که پاسخ رد خانواده خاله اش را به خواستگاري از دخترشان شنيد با شليک گلوله ، پاي دختر مورد علاقه اش را مجروح کرد که به همين جرم سه سال گذشته را در زندان به سر مي برده و پس ازفرار از زندان مرتکب اين جنايت هولناک شده است.

منبع: http://www.iribnews.ir/NewsRoom.aspx?ID=21834758