پیشنهاد جدید: گویش چرخابی!
|
دربارۀ زبانی که در جنوب غربی ایران از خنج گرفته تا میناب از دیروز تا امروز رواج داشته است. پژوهش هایی صورت انجام پذیرفته است. در کتاب های ارجمند زبان لارستانی، احمد اقتداری، (تهران، نشر همسایه، 1384) ؛ لار شهری به رنگ خاک، دکتر محمدباقر وثوقی (تهران: نشر کلمه، 1374) مقالاتی در شناخت این گونه از زبان آمده است. علاقه مندان می توانند در این تابستان گرم تیرماه کتاب ها را بیابند و مطالعه کنند. دکتر خواجه نظام الدین کامیاب در کتاب (انار و بادگیر، شعرهای محلی صادق رحمانی، ص 17) دربارۀ زبان رایج در گسترۀ جنوب غربی ایران اظهار داشته است: «این زبان ادامه تغییر یافته زبان پهلوی ساسانی است.» حتی همین زبان فارسی که امروز آن را می نویسیم و با آن گفت و گو می کنیم به قول دکتر حسین ابوالقاسمی استاد دانشگاه و زبان شناس، نوع صیقل یافتۀ زبان پهلوی ساسانی است. بنابراین آنچه امروزه در جنوب غربی ایران، یعنی لارستان و هرمزگان بدان تکلم می کنند، به دلیل داشتن هویتی تاریخی و عصبیت اجتماعی همچنان باقی مانده است. ناگفته پیدا است که این زبان نیز به دلیل نازایی زبانی و ورود کلمات نو، روزاروز در معرض تغییر و تطور است. هر چند همه ما از این که این شمع آرام آرام روبه خاموشی می رود و شاید تا نیمه شب های تاریک ما را همراهی نکند، نگرانیم ، اما با گفتن شعرهای محلی می توان زوال آن را به تعویق انداخت. آیا شاعرانی ظهور خواهند کرد که شعرهاشان زبان مردمشان شود؟
سه شنبه 12 آذر1387 ساعت: 13:25
شعر به زبان لارستانی (از هرگوبشی ) هرچند تاکنون چندان شناخته نشده است _و این البته به دلیل شفاهی بودن آن است_ ولی چندین شاعر بزرگ به خود دیده است که اشعاری در خور توجه داشته اند . مختصری از شعر لارستانی را بنده در کتاب (ارج نامه احمدی ) تحت عنوان <جلوه های شعر در زبان لارستانی >آورده ام که حکایت از تاریخچه تقریبا دو قرنی از شعر لارستانی دارد . البته بیشتر آنچه که نزد مردم محنوبیت یافته ترانه هایی است که با موسیقی محلی خوانده می شده است . با وجود این شاعرانی نیز به سرودن مضامینی متفاوت پرداخته اند و ما در این اواخر شاهد اشعاری با مضامین عارفانه و اجتماعی نیز بوده ایم . در حال حاضر آنچه که می تواند به شعر و شاعری به زبان لارستانی کمک کند اولا انتشار این اشعار است . شعر هرچند قوی و محکم هم که سروده شود تا نوشته نشده و انتشار نیابد نمی تواند در ذهنها جای گیرد و ماندگار گردد . اخیرا من شاهد انتشار بعضی از اشعار میر زینل شاعر اوزی بوده ام که در تلفن های موبایل به صورت پیام کوتاه بین مردم رد و بدل می شود . این گونه رفتار با شعر نمی تواند کمکی به شعر لارستانی نماید . هرچند که ما اهالی این زبان لارستانی بر سر نوع نوشتار واحدی به توافقی نرسیده ایم ولی مهم انتشار کتابهایی است از اشعار شاعران این زبان در گذشته و حال تا با تکیه بر آن بتوان کار نقد که موتور محرکه شعر است را به پیش برد . مسلما پس از مدتی که از چاپ این گونه کتابها سپری شود آن ساختار واحد نوشتاری هم از این بر می آید . و در مرحله بعدی انچه که به شعر لارستانی کمک خواهد کرد برگزاری شبهای شعر لارستانی در مناسبتهای گوناگون است . کارگاه های شعرگویشی در جنب انجمن های ادبی موجود در شهر های لارستان که در حال حاضر فقط به شعر فارسی می پردازند نیز مفید فایده خواهد بود . و ارتباط گسترده تر شاعران لارستانی سرا که گاه در بندر عباس و دوبی و حتی تا سوید و کانادا هم بسر می برند نیز کارا خواهد بود . مطلب دیگر همت نشریات محلی است که در هر شماره صفحاتی به شعر گویشی اختصاص دهند _ کاری که چندی است در عصر اوز شروع شده _ و شاید هم وبلاگها و سایت هایی که به شعر لارستانی بپردازند . | ||
صادق رحماني: احتمال می رود چون کلمۀ «اچم» (از مصدر چده به معنای رفتن ) بین همه لهجه های مختلفی که گویشوران جنوب غربی ایران بدان تکلم می کنند، مشترک است، دلیل محکمی برای انتخاب نام «اچمی» شده باشد. هر چند این نامگذاری عوامانه – شما بگویید مردمی – پذیرفتنی است، اما پیشنهاد می شود، هر یک از شهرها و روستاها با نام شهر و روستای خود، گویش خود را معرفی کند، مثلاً گویش لاری، گویش بستکی، گویش خنجی، گویش فداغی، گویش خوری، گویش اوزی، گویش گراشی، گویش جویمی و گویش بنارویی و ... البته باید در نظر داشت که در ریشه و ساختار همه این ها به یک زبان مشترک ختم می شود و آن زبان همانا زبان پهلوی ساسانی است. گویش فیشوری بر اساس آن چه در کتاب زبان لارستانی ، به نقل از «نظام سلیمانی» آمده و گویش بخشی از مردم گراش اندکی متفاوت است. درباره گویش گراشی، مقاله ای از دکتر نظام الدین کامیاب را پس از این چاپ خواهیم کرد.