ما لچانوا زبان شناس معاصر روسي مي گويد که پايه اصلي زبان لاري از مجموعه لغات سنتي تمام ايران تشکيل مي شود. او يکي از محققاني است که درباره ي لار و لهجه هايش دست به قلم برده است و اين جمله را پس از تحقيقي دقيق و موشکافانه در کتاب خويش ثبت کرده است و وي از اولين پژوهشگراني است که واژه ي(زبان ) را براي لار بکار مي برد.

او در بخش خط سير کلي رشد تاريخ لهجه ها مي گويد: زباني وجود ندارد که لاري با آن از لحاظ لهجه تناسب نداشته باشد. در محدوده زبانهاي گروه جنوب غربي ايران نزديکترين لهجه به زبان لاري، فارسي است ولي نه آنچنان که آن را لهجه ديگري از آن زبان به شمار آورد. با اين حال لاري خصوصيات مشابه اي با زبانهاي گروه شمال غربي از جمله: کردي– آبدري– سيوندي و بلوچي دارد، اما خود سياق زبانشناختي ويژه اي دارد . وسعت جمعيتي و جغرافيايي کاربرد گويش لاري، و داشتن بيش از 8 لهجه (فرامرزاني- خنجي- اوزي- گراشي- فيشوري- فداغي- کومزاري- بيخه اي- بستکي) و ارتباط تنگاتنگ لهجه هاي بندري(کليه بنادر استان ساحلي و بوشهر ) و قشمي- لارکي -کومزاري خارکي تا آنجا که مي توان آنها را از لهجه هاي لاري دانست، اين گويش را از اهميت بسيار زيادي در زبان شناسي ايران برخورد کرده است. زبان لارستاني گنجينه ي واژه ها است، و از لحاظ مردم شناسي، فرهنگ، مهاجرت نژادها و اقوام ، همچون دريايي است که تفکر و انديشه در آن راهگشاي بسياري از نايافته هاي تاريخي- فرهنگي است . ارتباط و نزديکي زبان لاري با گويش هاي کردي، بلوچي، تالشي، تاجيکي، تاتي، آذري و از همه مهمتر تعلق اکثر ريشه هاي اسامي لاري به ريشه هاي مشتق از زبان فارسي باستان ، و استفاده واژه ها و شيوه هاي صرف فعل از زبان پهلوي ميانه و نزديکي و همانندي شگفت بين زبان لاري و پهلوي شيراز ي، همه اينها غنا و پربارياين گويش را مصداق و گواه است.

منبع:  http://larshenasi.com/2008/12/post_48.html