گذری بر ایراهستان / معصومه رمضانقربانی
[1] کیخسرو : سومین پادشاه کیانی ؛ پسر سیاووش و نوه کیکاووس است . برای انتقام خون پدرش به جنگ افراسیاب شتافت و او را کشت .
[2] گرگین : پسر میلاد ، پهلوانی است ایرانی . میلاد نام پادشاه اشکانی است . وی از سوی پادشاه ایران ، کیخسرو ، حکمران خوارزم شد و شهری به نام گرگین ساخت .
گذری بر ایراهستان
معصومه رمضانقربانی
مقدمه :
لارستان سرزميني است غريب و خودماني در همسايگي آفتاب، با امروزي در خود رميده و ديروزي گسترده که "ايراهستان" نام داشت. دياري زيبا با تاريخي احساس برانگيز که روزگاري مرکز دانش و فرهنگ اسلامي بوده است.
لارستان به خانه هاي کاهگلي بلند، ديوارهاي قديمي، بادگيرهاي ايستاده برفراز خانه ها و قلعه اژدها پيکر که چو اژدرهاي فروخفته و در خود پيچيده، پيکر تنومندش را بر خيابانها و کوچه هاي خاک آلود و تنگ يله کرده است؛ و سرانجام مردمي در هواي خنک شبانه کوير، به دور از غوغاي "تش باد"ها اوقات خود را در پشت بامها سپري مي کنند.
اين سرزمين پهناور را، كيخسرو به گرگين بخشيد و او رهسپار لار گرديد. بدين ترتيب سلسلهء پادشاهان مستقل و نيمه مستقل ميلادي در لار بنياد نهاده شد.
واژه های کلیدی :
لارستان (Larestan ) : یکی از شهرستان های جنوبی استان فارس ایران است . ( احمد اقتداری لارستانی ، 1384 ، ص 103)
لار (Lar ) : نام شهریست در جنوب استان فارس و مرکز شهرستان لارستان است . ( احمد اقتداری لارستانی ، 1384 ، ص 103)
ایراهستان (Irahestan ) : نام قدیم لارستان است .
زبان لارستانی (larestanian Language ): مهم ترین عامل پیوستگی و وحدت قومی در لارستان ، زبان آن است . این زبان بازماندة لهجة پهلوی اشکانی است و دو هزار سال است که در این منطقه رواج دارد .
لهجه های لارستانی ( Larestanian Accents) : لاري ،گراشی ، اِوزی ، خنجی ، فیشوَری ، فرامرزانی ، بیخه ای، کومَزاری ، فداغي و بستکی از لهجه های زبان لارستانی هستند .
لارستان
شهرستان لارستان یکی از شهرستان های جنوبی استان فارس ایران است. مرکز این شهرستان ، شهر لار است . جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۹۹٫۲۴۸ نفر بودهاست . (پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران ) همچنین جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۳ برابر با ۲۹۹٫۹۸۲ نفر گزارش شدهاست . این منطقهٔ آکنده از زنجیره کوههای موازی است که به موازات ساحل خلیج فارس کشیده واقلیم گرم وسوزائی را به وجود آوردهاست . آبها در این نواحی کم وشور هستند و رودخانهٔ «لارستان» که در طول خود به نامهای رودخانه «شور گله دار» و «شور هنگ» و غیره نامیده میشود ، در امتداد جنوب غربی لار جریان دارد . این شهرستان از کانونهای دین زرتشتی و جایگاه آتشکده مهم آذرفرنبغ بودهاست . مسلمان شدن مردم آنجا هم دیری به درازا انجامید . نام کهن لارستان ، ایراهستان بودهاست . ( احمد اقتداری لارستانی ، 1384 ، ص 103)
لار
شهرلار در محدوده جغرافیایی ۵۲ درجه و ۲۴ دقیقه تا ۵۵ درجه و ۴۵ دقیقه طول شرقی و ۲۷ درجه و ۱۸ دقیقه تا ۲۸ درجه و ۲۴ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است و و ارتفاع آن از سطح دریا ۹۱۵ متر میباشد .این شهر از نظر اقلیمی با توجه به اقلیم نمای کوپن در گروه اقلیمی خشک قرار می گیرد. داغی هوا در تابستان به همراه طول مدت آن ، ملایمت سرمای زمستان ، بارش کم نزولات جوی، تبخیر زیاد ، پوشش گیاهـی فقیر و... شـــرایط اقلیمـــی خاصــی را بر این منطقه حاکم کرده است. ( احمد اقتداری لارستانی ، زبان لارستانی ،1384، ص105)
تاریخچه لارستان
در دوران قدیم به منطقه وسیعی از جنوب ایران ایالت لارستان اطلاق میشده است . که مشتمل بودهاست از : بندر گمبرون (بندر عباس) ، بندر لنگه ، بستک ، لامرد ، مهر ، عسلویه ، شهرستان کنگان و گزدان تمام این مناطق جزء « ایالت لارستان» به مرکزیت لار بودهاست . (احمد اقتداری لارستانی ، 1371، ج ا ، ص 79)
راههای باستانی
وجود راه های باستانی که از فیروزآباد و استخر از طریق خنج، و علامرودشت و فال و اسیر به طرف بندر باستانی سیراف ، و جنوب می رفته است و آثار آن بر جای مانده در این مسیر، از نشانه های وجود فرهنگ و تمدن پیش از اسلام در این منطقه است . نام این شهر در متن های تاریخی پیش از اسلام به شکل های مختلف آمدهاست که از آن جمله در شاهنامه فردوسی لاد ، و در تاریخ طبری (اَلار) و در متنهای ارمنی پیش از اسلام (گِلار) ذکر شده و مشخص میشود که نام کنونی برگرفته از اسامی پیش از اسلام میباشد که در طول زمان ، به دلایل مختلف ، تغییر شکل یافته ست . آنچه از جمع بندی تاریخ این دوره میتوان ذکر کرد ، این است که منطقهُ لارستان پیش از اسلام ، به دلیل وجود آتشکدهُ کاریان و نیز عبور جاده های کاروانی مسیر سیراف از نواحی شمالی آن، دارای اهمیت خاصی بوده است و همین امر باعث شده تا در اوایل دورهُ اشکانیان مراکز شهری مختلفی به وجود آید که از آن جمله میتوان شهرهای لار ، اسیر، اشکنان ، خنج ، کاریان و فرشته جان را نام برد . (احمد اقتداری لارستانی ، 1371، ص 78)
بناهای تاریخی پیش از اسلام
از جمله بنا های تاریخی پیش از اسلام در لارستان تمب بت ، آتشکدهُ کاریان ، قلعه اژدها پیکر در لار، آتشکدهُ محلچه در بین راه اصلی لار به شیراز ، قلعهُ سفید خنج ، قلعهُ فرشته جان ، قلعه ایلود ، کاروانسرا های واقع در بین جادهُ خنج ، کاروان سراهای واقع در بین جادهُ خنج به فال و فال به سیراف، قلعه جبرئیل در بنارویه ، قلعه کیقباد در جویم ، و آثار و بقایای جادهُ باستانی عصر ساسانی بین جویم و جهرم و بین فال و اسیر به سیراف ، و فیروزآباد به خنج ، و خنج به کاریان را میتوان ذکر کرد .
مسلمان شدنِ مردم لارستان بسیار پس از سایر نقاط این سرزمین به درازا انجامید ، نخستین حملهُ گستردهُ اعراب به شمال لارستان کنونی در منطقهُ کاریان و به وسیلهُ هرم بن حیان صورت گرفتهاست. مسلمانان در حملههای اعراب بارها با شکست مواجه می شوند ، امّا قلعه و آتشکدهُ کاریان به تدریج در اوایل قرن سوم قمری به تصرف مسلمانان در میآید . (احمد اقتداری لارستانی ، 1371، ص 79 )
گذري در تاريخ عمومي لار
اين سرزمين پهناور را، كيخسرو[1] به گرگين[2] بخشيد و او رهسپار لار گرديد . بدين ترتيب سلسلهء پادشاهان مستقل و نيمه مستقل ميلادي در لار بنياد نهاده شد »حكام لار از نژاد گرگين ميلادند كه در عصر كيان به حكومت لار منصوب شده بودند . از آن تاريخ اولاد او در آن ولايت حاكم و فرمانروا بوده و در زمان ملوكالطوايفي بيش از پيش اقتدار يافتهاند در ارمنهء سابقهء قبل از ظهور اسلام و بعد از آن هرچند گاه در ممالك ايران نافذ فرمان بوده ، خصوصاً در زمان اكاسره اطاعت گونه به ظهور ميآوردهاند و در ساير ايام لواي خودسري ميافراختند«. (اسکندربیک منشی ، ص 108)
ترکیب قومی و نژادی لارستان
مردمی که در ناحیه لارستان قدیم (شهرها ی بندرلنگه ، لامرد ، بندرعباس و لارستان) زندگی می کنند ، در سه دوره مختلف به این ناحیه مهاجرت کرده ، در آن ساکن شده اند .
دوره اول : که از قرن اول تا پنجم قمری تداوم داشته است . در این دوره دو گروه قومی بزرگ وارد منطقه لارستان شده اند . گروه اول در تاریخ به نام اقوام لاری و لاروی (مسعودی ، 1344، ص167 )از تیره های اصیل آریایی محسوب می شدند و به زبان ویژه ای معروف به لاری تکلم می کرده اند . سکونت گاه اولیه آنان مناطق صیموره ، سوباره و تانه معروف به سواحل لاری در مجاورت دریای لاروی ، از سواحل جنوبی هندوستان ، بوده است . ( مسعودی ، همان ، ج1 ص167)
احتمالاً اقوام لاری در حملة نیروهای مسلمان به سواحل هند ناگزیر به مهاجرت گسترده به سمت خلیج فارس و نواحی پس کرانه ای آن شده اند . ابن حوقل ، که در نیمة دوم قرن چهارم قمری از فارس دیدن کرده ، اقوام لاری را در فهرست طوایف کوچ رو فارس ذکر کرده است . ( ابن حوقل ، 1366، ص40) مهاجرت گستردة جت ، آریایی های اصیل نواحی نام برده به سمت لارستان قدیم ، در اوایل قرن پنجم قمری و پس از حملة گستردة سلطان محمود غزنوی به منطقه سومنات صورت گرفته است . (گردیزی ، 1347 ، ص48) ابن بلخی نویسندة فارس نامه در اوایل قرن ششم قمری از ابوالقاسم جاتی به عنوان سرکردة قبایلی در نواحی جنوب یاد کرده که در خدمت عضدالدوله دیلم بوده است . (ابن بلخی ، 1363،ص141) شواهد تاریخی نشان می دهد که این گروه مهاجر در قرن پنجم قمری ، مرکزی برای استقرار خود پیدا کرده ، آن جا را « لار» نامیده اند .
گروه دوم دسته های مهاجر از اعراب طایفة جلندی هستند که در اوایل قرن های اسلامی ، به سواحل جنوبی مهاجرت کرده ، بعدها در ناحیة جویم در شمال لارستان کنونی ساکن شده اند . نام رئیس قبیله این اعراب احمد بن الحسن الازدی بوده ، و از این رو جغرافی نویسان قرن های آغازین اسلامی این منطقه را جویم ابی احممد نامیده اند . (وثوقی ، 1375، ص 26-16 ) این گروه از یمن و عمان ساحلی به نواحی جنوب ایران مهاجرت کردند و بعدها تحت تأثیر فرهنگ ایرانی قرار گرفتند و حتی زبان آنان به لاری تغییر یافت .
دوره دوم : که از قرن پنجم تا دهم قمری تداوم داشته است . در این دوره گروه های زیادی از ترکانِ سلجوقی به نواحی لارستان مهاجرت کرده اند که بازماندگانان آنان هم اکنون در خنج ساکن هستند . حملة مغولان نیز باعث مهاجرت گروه های زیادی از طوایف ترکمان و مغول به لارستان شد که بیشتر آنان در نواحی لامرد و در منطقه ای به نام « تراکمه» سکونت گزیدند . در قرن هفتم قمری مهاجرت تعداد زیادی از سادات بنی عباسی به نواحی جنوب و جنوب شرقی لارستان صورت گرفت که مقبرة رهبر آنان به نام شاه سیف الله قتال در روستای عمادده واقع است . (بستکی ، 1339،ص46)
دوره سوم : این دوره دارای اهمیت بسیاری است و از قرن یازدهم قمری شروع شده ، تاکنون ادامه دارد . پس از آن که شاه عباس صفوی در سال 1010 ق لارستان را فتح کرد ، دو تغییر عمده در زندگی اقوام ساکن منطقه به وجود آمد . تغییر اول ورود گستردة اقوام ترک و لُر به لارستان است ، (طوایف و تیره های مختلف قشقایی ، دولخانی و نفر ) که اکنون در منطقه ساکن هستند . همچنین اقوام لُر نیز در منطقه لامرد و نواحی شمالی خنج ساکن شدند و مهمترین آبادی و محل سکونت خود را گله دار نامیدند . تغییر دوم تقویت روز افزون تشیّع در منطقة لارستان بود که از دورة صفویه تا کنون ادامه داشت . از این دوره به بعد لارستان دارای دو نوع ترکیب مذهبی تسنّن و تشیّع شده که جلوة خاصی به حیات اجتماعی آن داده است . (محمد باقر وثوقی ، 1380 ، ص 39-38)
زبان لارستانی و لهجه های آن
مهم ترین عامل پیوستگی و وحدت قومی در لارستان ، زبان آن است . این زبان بازماندة لهجة پهلوی اشکانی است و دو هزار سال است که در این منطقه رواج دارد . لاری دارای دستور زبان خاصی است که نخستین بار راماسکویچ دانشمند روسی آن را تحقیق کرده است . زبان لاری و لهجه های مختلف آن در نواحی وسیعی از جنوب فارس و استان هرمزگان و در بخشی از عمان رایج است . لاري ،گراشی ، اِوزی ، خنجی ، فیشوَری ، فرامرزانی ، بیخه ای ، کومَزاری ، فداغي و بستكي از لهجه های این زبان است که در بارة هر یک از آنها پژوهشهایی شده و آثاری به چاپ رسیده است ، و اين در حالي است كه ارتباطي عميق و ريشهدار با زبانهاي بنادر ساحلي جنوب و نيز با زبانهاي لري و كردي دارد . (محمد باقر وثوقی ، لارستان ، ص 44، 1380)
اُسکارمان نخستین کسی است كه در سال 1907 ميلادي، لهجهء لار را مورد بررسي قرار داده است، اما تحقيقات او هرگز از جملات كوتاه مصدري تجاوز نكرده. او تنها به اين نتيجه رسيده است كه گراش، اوز و بستك به لهجهء لاري صحبت ميكنند.
بعدها در سال 1945 م. راما سكويچ، تنها چند مدرك مكتوب از زبان لاري به دست ميدهد كه عبارتند از:
1- 55 دوبيتي از اشعار محلي سرايي به نام ملابخشي، متخلص به مهجور.
2- شعر معروف قحطي لار كه آن نيز اثر مهجور است.
3- دو حكايت فكاهي كوچك.
راماسكويچ اظهار تأسف ميكند كه نتوانسته است، همانند اسكارمان مدارك لازم راجع به لهجههاي لارستان را تهيه كند.[3]
كوجي كاميوكا و منير و يامادا، در سال 1945 م. با انتشار كتاب »لغات اساسي لاري« قدمي سترگ در اين راه برداشتند. »مالچانوا« در سال 1982 م. پرفسور شروو در سال 1989، استاد احمد اقتداري با انتشار فرهنگ لارستاني و ضبط و ثبت بيش از پنجهزار واژهء اساسي، در سال 1334 ش. و محمدباقر وثوقي با نگارش »لار شهري به رنگ خاك« در سال 1369 ش . از جمله پژوهشگراني هستند كه در زمينهء زبان لارستاني تحقيقاتي را به انجام رسانيدهاند و اين در حالي است كه گويش »لارستاني گنجينهءمتمول واژههاست« .
در زبان اصيل لارستاني ، واژهء »قاف« وجود ندارد و به صورت »كاف« تلفظ ميشود . مطلبي كه در مورد زبان لارستاني شايان ذكر است ، آنكه براي زبانهاي اين منطقه گسترده نميتوان درختي تناور به عنوان اصل برگزيد و لهجههاي محلهاي ديگر را به عنوان شاخههاي آن به حساب آورد ، بلكه با تمام رابطهء تنگاتنگي كه بين آنها وجود دارد ، همه در عرض همديگر قرار ميگيرند و هيچ كدام صفت مادري بر گويشهاي ديگر ندارند ، چرا كه هر كدام ويژگيهاي منحصر به فرد خود را شامل هستند . (محمد باقر وثوقی ، 1374، ص 140)
در قرن اخیر ، به دلیل گسترش آموزش عمومی ، لهجه های مختلف این زبان اصالت خود را از دست داده است .
کهن ترین متن تاریخی که در آن لغاتی به زبان لاری آمده ، مربوط به قرن نهم قمری است (لاری، نسخه خطی) . هر چند پیش از این ابیاتی به زبان لاری در قرن دهم قمری به منزلة قدیم ترین متن تاریخی معرفی شده بود . (وثوقی ، 1374، ص140) .
در سالهای اخیر مجموعه هایی از اشعار محلّی به لهجه های مختلف به چاپ رسیده است که بهترین و اصیل ترین آنان با نام « انار و بادگیر » سرودۀ صادق رحمانی است . این اشعار به لهجۀ گراشی ، که اصیل ترین لهجۀ لارستانی است ، سروده شده است . بیتی چند از آن برای آشنایی خوانندگان آورده می شود . (رحمانی ، 1373، ص16).
پُسه بالابلندم تا گَطَر چو
چَشه نومزادِ کاچُش اَندَتر چو
سه چار سالی اَبِه خِطُّش نِه اُنتِن
شَوِ چار شَمبِدِ ماه صفر چو
ترجمۀ فارسی
پسر بالابلندم تا به قطر رفت
چشم نامزد لوچش ، لوچ تر شد
سه ، چهار سالی است که نامه ای از او نرسیده
شب چهارشنبۀ ماه صفر رفت
غذاهای بومی
گوناگونی و تنوع شیرینی و تنقلات و غذای این منطقه زبانزد است . شیرینی های گوناگون محلّی را در فصول مختلف سال و همچنین مناسبت های مذهبی ، زنان و دختران هنرمند ، به بهترین شکل تهیه و عرضه می کنند . هنر شیرینی پزی در لارستان ، به ویژه در ماه مبارک رمضان ، نمود بیشتری دارد . در ماه مبارک رمضان ده ها نمونه شیرینی پخته و مصرف می شود . پخت نان در انواع مختلف نیز در لارستان قدیم رایج بوده است . ا نواع مختلف آن با اسامی بومی شناخته می شود . غذاهای بومی نیز دارای اسامی ، شکل ، نوع و ترکیب مواد ویژه ای است که در دیگر مناطق کمتر به چشم می خورد. اسامی بعضی از شیرینی ها را در اینجا می آوریم : اُرمابِریز ، زیگِرو ، سمبوسه ، قتلمه ، بُفَه شَکَری ، دلبرو ، حلوای مسقطی ، حلوای مقراضی ، حلوای آرد و روغن ، حلوای یخدر ، فِرنی ، پُفَکو ، تَرَک ، رنگینگ ، کوَیتَه ، لوزی، چُوَلو ، مِشات ، گِشات . (محمد باقر وثوقی ، همان ، ص 40 1380)
آداب و رسوم محلّی
لارستان در شکل گیری فرهنگ محلّی تحت تأثیر دو بخش نواحی ساحلی و مرکزی ایران بوده است . پس کرانه ای بودن منطقه ، ترکیبی بدیع از گونه های مختلف فرهنگی را به وجود آورده است. بخشی از باورهـای محلّی در نواحی ساحلی متأثر از فـرهنگ هنـد و شرق آفریقاست . اجـرای مراسـم « زار » ، اعتقاد مردم به انواع « باد » و بیماریهای مختلف آن ، موسیقی محلّی بندری و پوشش زنان و مردان از نمونه های بارز فرهنگ دریایی است که در نواحی جنوبی لارستان قدیم به چشم می خورد . زبان لارستانی و لهجه های مختلف آن باعث تنوع و جذابیت ویژه ای در شکل آداب و رسوم محلّی شده است . گوناگونی و فراگیر بودن این فرهنگ در دیگر مناطق به چشم نمی خورد . تأثیر فرهنگ ایران پیش از اسلام از آداب محلّی مشاهده می شود . آب ، درخت و نور سه عنصر مقدّس در فرهنگ عامّه ی لارستان به شمار می رود . (محمد باقر وثوقی ، لارستان ، ص 41، 1380)
به نوشته احمد اقتداری : « آداب و رسوم متعارف از قبیل آن که شب نمک و شیر از خانه بیرون نبرند ، اگر کسی پیش از غروب آفتاب در خانۀ دیگری بود باید شام را در آن خانه تناول کند ، احترام به پاکی آتش و دست زدن بر روی خاکستر گرم بازمانده از آتش اجاق یا تنور در موقع ادای سوگند ، آب و گلاب پاشیدن بر گور مردگان ، گرامی داشتن حیوانات و درختان ، تهیۀ آب بر سر جاده ها و گذرگاه ها و کوره راه ها ، احترام به آسمان و بسیاری الگوهای دیگر در فرهنگ عامه وجود دارد در بین زردشتیان یزد و کرمان به زبان و لهجۀ « گبری » و در سایر نقاط ایران وجود دارد . (بی تا ، ص 168)
نمونه هایی از باورهای عامه :
معبد قدمگاه :
برفراز کوهی مشرف بر شهر قدیم لار معبدی است که مردم آن را قدمگاه می نامند . چاهی که از صخره های سنگی تراشیده شده است ، محل اصلی این معبد است . مردم محلّی در روزهای دوشنبه و چهارشنبه با پیمودن شیب تند کوه خود را به قدمگاه می رسانند و با روشن کردن شمع و بستن دخیل به راز و نیاز می پردازند . آنان که آرزویی در دل دارند خود را به سر چاه قدمگاه می رسانند و با انداختن قند به داخل آن ، پوششی بر سر کشیده و به تماشای سطح آب می نشینند و معتقدند که در صورت برآوردن نذرشان ، تحقق آن را در سطح آب چاه مشاهده خواهند کرد . تماشای سطح آب در حالی صورت می پذیرد که چادری بر سر و صورت فرد کشیده می شود تا در تاریکی ایجاد شده دید بهتری پیدا نمایند . بناها و ساختمانهای پیرامون این معبد متعلق به دورۀ ساسانی است و قدمت آن نشان از رسوخ فرهنگ پیش از اسلام دارد .(محمد باقر وثوقی ، لارستان ، ص 43-42، 1380)
کنار درختی مقدّس :
بخش عمده ای از پوشش گیاهی لارستان درخت سدر است که در زبان لاری کُنار نامیده می شود. کُنار درختی همیشه سبز است و میوۀ آن مصرف خوراکی دارد . این درخت نزد مردمان جنوب مقدس است . به آن پارچه های سبز و رنگارنگ می بندند . در جوار آن شمع روشن می کنند . از قطع آن خودداری می کنند . در قدیم اگر نوزادی تا شش روز مداوم گریه می کرد ، برگِ کُنار را در هاون کوبیده آب آن را به او می خوراندند و معتقد بودند که با این عمل روح نوزاد آرامش می یابد . سفرۀ عقد را با برگ کُنار تزیین می کنند . در چهاردهم آذر هر سال فرزندان برای مادران خود تخم مرغ آب پز تهیه می کنند ، که به تخم مرغ تیر ماه مشهور است و مادر برای سلامتی فرزندانش آنها را می خورد. چنانچه مادر نتواند تخم مرغ ها را بخورد ، در اِزایش باید به تعداد فرزندانش میوۀ کُنار نارس بخورد . مردم معتقدند که این عمل موجب سلامتی و شادی فرزندان خواهد شد . (محمد باقر وثوقی ، لارستان، ص 43، 1380)
شنبه و باورهای عامه :
اگر شخصی روز شنبه ناخنش را کوتاه کند رزق و روزی اش تنگ شده و خانه اش از برکت می افتد .
اگر روز شنبه کسی لباسی بدوزد یا لباس نو بپوشد این لباس بر تن او دوام نخواهد کرد .
اگر شخصی روز شنبه پول نقد به کسی بدهد تا آخر هفته دچار ضرر و زیان مادی می شود .
روز شنبه لباس سیاه پوشیدن شگون ندارد .
مردم روزهای شنبه به مجلس ختم نمی روند .
متوفی را در شب شنبه به خاک نمی سپارند و معتقدند که این امر شگون ندارد .
برکت روز شنبه برکت تمام روزهای هفته است . (محمد باقر وثوقی ، همان ، ص 44، 1380)
منابع و مآخذ
1. ابن بلخی ، (1363) ، فارس نامه ، تصحیح لسترنج ، تهران ، انتشارات : دنیای کتاب .
2. اقتداری لارستانی ، احمد ، (1384) ، زبان لارستانی ، چاپ اول ، ناشر : همسایه تهران .
3. اوبن ، ژان ، (1955 م ) ، « مراجع مطالعاتی در باره لار در قرون وسطی » ، مجله ژورنال آزیاتیک .
4. بنی عباسیان بستکی ، (1339) ، محمد اعظم خان ، تاریخ جهانگیریه و بستک ، به کوشش عباس انجم روز ، تهران ، انتشارات : بی نا .
5. رحمانی ، صادق ، (1373) ، انار و بادگیر ، قم ، نشر همسایه .
6. ستوده ، حسینعلی ، (1347) ، تاریخ آل مظفر ، تهران ، ج 2 .
7. گردیزی ، ابوسعید عبدالحی ، (1347) ، زین الاخبار ، به کوشش عبدالحی حبیبی ، تهران ، دنیای کتاب ،
8. مسعودی ، (1344) ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ترجمه : ابوالقاسم پاینده ، تهران ، بنگاه نشر و ترجمه کتاب ، ج اول .
9. منشی ، اسکندربیگ ، عالم آرای عباسی ، تصحیح : دکتر رضوانی ، تهران : دنیای کتاب
10. وثوقی ، محمد باقر ، (1374) ، خنج گذرگاه باستانی لارستان ، قم ، نشر خرم .
11. وثوقی ، محمد باقر ، (1375) ، بیرم دارای اولیای لارستان ، قم ، انتشارات همسایه .
12. وثوقی ، محمدباقر ، (1380) ، لارستان - از ایران چه می دانم ، تهران : دفتر پژوهشهای فرهنگی .
13. Romaskevitich.A.A. (1945). Iraneski Yaziki, Mosskow
[1] کیخسرو : سومین پادشاه کیانی ؛ پسر سیاووش و نوه کیکاووس است . برای انتقام خون پدرش به جنگ افراسیاب شتافت و او را کشت .
[2] گرگین : پسر میلاد ، پهلوانی است ایرانی . میلاد نام پادشاه اشکانی است . وی از سوی پادشاه ایران ، کیخسرو ، حکمران خوارزم شد و شهری به نام گرگین ساخت .
[3] Iraneski Yaziki,Mosskow.1945 .A.A.Romaskevitic