شعر از رئوف خضری به گویش اوز/ گپ و لپ
برای پدر
اَخلاق خَشُت چي اُز تَريخي نِدانِستاي
آجا كِ دِيش خانَيَ كِ تُز لو بَرِهستاي
روز و شو، مَوقت فِكرِ اَماهش گُل هستي
اُز خير دُعاتِ، مُركيا آكنِهستاي
اولاد خو خاترش اَوِستَ چِ جُهوَ
وقتي كِ صُدات تك گاش ما آتِنِهستاي
صبر و تا كَتِ دورنِ تا كرَ رئوف ني
زخم دل ما كِت نِبِنُم آبِشِهستاي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:18 توسط
|